آآآآل آو آپشنز
- همّه گزینه ها روی میز منه...
- همه شون قربان؟
- بله... همّه شون... اینو به وابسته مطبوعاتی هم بگو که Bold کنه.
- قربان، ولی انگار بعضی از گزینه ها الان اینجا نیستند.
- چرا.... همه شون هستند. حالا شاید یکی اش هم زیر میز باشه.
- تو کشو رو گشتین؟!
- نه! فقط زیر میز.
- داستان زیر میز چیه راستی، پرزیدنت؟! راستش مدتیه که برا خودم سؤاله.
- هیچی. چیزی نیست!
- یعنی زیر میز، داخل سطل افتاده؟
- پدر همه شونو در می آرم... باهاشون برخورد می کنم... هه... یک کانفلیکت واقعی!
- با کی قربان؟
- با رئیس رفتگران وایت هاوس.... حتما از طرف من بهشون بگو وای به حالتون ...رومزاده ها اگر از زیر میز من چیزی گم بشه یه موقع!.... ضمنا ببین؛ بالاخره تو محرم منی هرچی باشه. حواست به این زیر میز باشه. هر وقت چیزی رسید این زیر میرا، یه ندایی بده. آیل برادرز ما در پرژن گلف تعهداتی در این زمینه به ما داشتند!
- قربان، ولی تعهدات برادران نفتی چه ربطی به زیر میز داره...؟!