یکی از یاران عزیز مرقوم فرموده اند:

خب شما که کامنت بنده را منتشر میفرمایید خب پاورقی7و8و9 را هم بگذارید در متن دیگر؟بابا ما به عشق این پاورقی ها آمدیم و سفرنامه را خواندیم.

در پاسخ عرض می شود که پاورقیهای ساقط شده سفرنامه در فایل خودم مضبوط و محفوظ هستند که هنگام انتشار در وبلاگ تصادفی افتاده اند. البته بعد دیدم یکی اش نیش داشت و یحتمل که اذیت می کرد بعض خوبان و عزیزان را. بالاخره احتیاط هم شرط عقل است و خلاصه سخن اینکه همان بهتر که افتادند!

ضمنا ناسلامتی ما داریم احیای نسخه می کنیم و یک سفرنامه قدیمی را با کلی مشکلات نسخه شناسیک منتشر کنیم. حالا نمیشه یک چندتا از پاورقیهایش افتاده باشد؟!

استاد علامه حسن زاده آملی کلیله و دمنه را به فارسی ترجمه کرده بود با ثبت و ضبط کامل نسخه شناسی و اشعار و ...

اون زمانی که ما دبیرستان می رفتیم و به کتابخانه آیت مرعشی برای مطالعه مراجعه می کردیم، ایشان که خود کتابخانه ای غنی و منحصر به فرد دارند، آمده بودند کتابخانه آیت الله مرعشی و در برگه دانها می گشتند برای یافتن برخی منابع. یکی از شاگردان ایشان به استاد گفت: حضرت استاد (ظاهرا ایشان هم فرموده بودند: جان استاد، عمر استاد!) ببخشیدا می خواستم عرض کنم شما که این همه برای تصحیح این نسخه زحمت کشیدید، همین چند بیت را بگذارید برای آیندگان. به خصوصی برای کسانی که ایراد هم به روش کار وارد خواهند کرد و کار را احیانا ساده و آسان هم تلقی خواهند کرد.

استاد فرمودند: فکر خوبی است.

و چنین کردند. منظورم این است که چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار!