زدیم تو کار صادرات دمکراسی
روزي كه يك خبرنگار در سال 2002 از دونالد رامسفلد وزير وقت دفاع آمريكا درباره علت حمله اين كشور به افغانستان به بهانه جنگ عليه تروريسم پرسيد، رامسفلد در پاسخ گفت: «افغانستان منبع و سرچشمه است و حمله به اين كشور ميتواند ريشه القاعده و طالبان را بخشكاند.»
اكنون كه 11سال از سخن رامسفلد ميگذرد، القاعده نه فقط از ريشه خشك نشده، بلكه هر روز به نوعي قدرتنمايي ميكند و نشان داد چنان ريشه دوانيده كه حتي مرگ بنلادن، رهبر كاريزماي اين گروه تروريستي نيز نتوانست آن را به حاشيه و انزوا ببرد.
آنچه چند روز قبل در الجزاير اتفاق افتاد مصداق عيني اين موضوع است. گروه موسوم به «القاعده مغرب عربي» كه زيرمجموعه هسته اصلي القاعده، اما خطرناكترين و بيرحمترين زيرشاخه اين گروه است و در شمال آفريقا فعاليت ميكند، از حدود يك هفته قبل كه فرانسه به كشور مالي لشكركشي كرد، به پاريس هشدار داد كه نيروهايش را از اين كشور آفريقايي خارج كند. اسلامگراهاي تندرو كه عمدتاً از طرفداران القاعده هستند، چندي است دست به سلاح برده و تلاش ميكنند دولت مالي را كه از حمايت غرب برخوردار است، ساقط و به زعم خود، يك دولت اسلامي در شمال اين كشور ايجاد كنند. به همين دليل فرانسه كه روزگاري كشور مالي مستعمرهاش بود، اين امر را برنتابيد و از هوا و زمين اسلامگراهاي تندرو را هدف قرار داد. القاعده اما اين اقدام فرانسه را در الجزاير كه همسايه مالي و از كشورهاي مهم و استراتژيك شمال آفريقاست پاسخ داد و با گروگان گرفتن دهها تبعه غربي، دو پيام به غرب داد: نخست اين كه همچنان قدرتمند است و هر نقطه از جهان را كه بخواهد، ميتواند ناآرام كند و دوم اين كه غرب چارهاي ندارد جز آنكه با اين گروه تروريستي، به جاي جنگ، مدارا كند و اگر لازم شد، باج هم به القاعده بدهد.
غربيها بهتر از هر كس ميدانند كه القاعده به ويژه در مغرب عربي همچنان از قدرت و در برخي جاها از حمايتهاي مردمي برخوردار است، اما عجبا كه به جاي مهار و نابودي اين گروه، اقدام به تحريك آن ميكنند و درگيريهايي را دامن ميزنند كه عاقبت آن را نميتوان پيشبيني كرد.
گروگانگيري الجزاير كه البته خونين پايان يافت و شمار زيادي گروگان اروپايي و آمريكايي در جريان آزاد كردن آنها كشته شدند، نخستين پرده از نمايشي است كه غرب آن را آغاز كرده، اما پايانش را يقيناً القاعده و افراطگرايان رقم خواهند زد. القاعده پس از مرگ بنلادن چندين بار در پايگاه اينترنتي خود اعلام كرد به تقويت موقعيت و جايگاهش خواهد پرداخت، اما رهبران غربي آن را صرفاً يك بلوف خواندند كه اين گروه از سر استيصال و درماندگي چنين حرفي ميزند. دست بر قضا تروريستهاي القاعده اين بار هوشمندانه وارد عمل شدند و غرب را غافلگير كردند. آنها پاسخ اقدام فرانسه در مالي را نه در اين كشور، كه در الجزاير دادند كه به لحاظ موقعيت ژئواستراتژيك براي غرب بسيار حياتي است و در صورت ادامه بحران در الجزاير و سرازير شدن سيل آوارگان به اروپا، دامنه بحران، سراسر اروپا را خواهد گرفت.
بحران كشور مالي كه بسيار سريع به الجزاير سرايت كرده، خطري بالقوه براي اروپا محسوب ميشود.
از يك طرف همسايگان الجزاير همچون ليبي و مغرب در وضعيتي نابسامان به سر ميبرند و گروههاي مسلح و شبهنظامي در آنها قدرتنمايي ميكنند؛ بنابراين در صورت ادامه ناآرامي در الجزاير، گروههاي مسلح به راحتي وارد اين كشورها نيز خواهند شد. از سوي ديگر مالي نيز در همسايگي و نزديك كشورهاي ناآرامي چون موريتاني و نيجريه قرار دارد و گروههاي مسلحي چون «بوكوحرام» كه در اين دو كشور مخالف دولتهاي حاكم به دليل نزديكي به غرب هستند و تلاش دارند حكومتهاي اسلامگرا را روي كار بياورند، حمله فرانسه به مالي را فرصت خوبي براي مداخله در بحران اين كشور و رويارويي با غرب ميدانند. لذا با توجه به اين كه بحران مالي در اندك زماني به الجزاير سرايت كرده و الجزاير نيز در همسايگي اروپا قرار دارد، شايد گسترش قريبالوقوع تروريسم به اروپا، دور از انتظار نباشد. حتي گفته ميشود نيروهاي امنيتي فرانسه از بيم خرابكاري القاعده در اين كشور، همانند آنچه در 11 سپتامبر 2001 در آمريكا روي داد، به حال آمادهباش درآمدهاند و از آنجا كه اروپاييها در بسياري مسائل از جمله امنيت، زنجيروار به همديگر متصل هستند، ناآرامي و در هر يك از آنها به معناي عدم امنيت در ديگر كشورهاي اين قاره است.
شايد بهتر باشد فرانسه از همين نيمهراه، نيروهايش را از مالي بازگرداند تا جهان شاهد شكلگيري موج جديد تروريسم نباشد چرا كه اين بار ابعاد تروريسم جهاني بسيار گستردهتر از عمليات القاعده در يك دهه قبل و حمله به برجهاي سازمان تجارت جهاني در نيويورك خواهد بود.
برگرفته از يادداشت چالش جديد غرب؛ اين بار آفريقانادر مازوجي؛ نشریه اطلاعات، يكشنبه يكم بهمن 1391 ـ 8 ربيعالاول 1434ـ 20 ژانويه 2013ـ شماره 25509