سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
زعیمی مقتدر و حکیم
آیتالله سید حسین طباطبایی بروجردی، حافظ بخشهای زیادی از قرآن بود. او، گذشته از تضلّع کم نظیر در فقه، اصول و حتی فلسفه و ادبیات، حدیث و فقه اهل سنت را نیز به خوبی می شناخت و گاهی با علمای اهل سنت و حتی علمای وهابی كه به دیدارش میآمدند، بر اساس منابع خودشان احتجاج میكرد. سعهی اطلاع او از حدیث و فقه اهل سنت، به وی توان نظریهپردازی تقریبی و نوآوری كمنظیری را در این باب بخشیده است. وی معتقد بود مسألهی شیعه و سنی در این زمان، دائر بر این مدار نیست كه حضرت امیرالمؤمنین و چند خلیفه ی دیگر، كدام بر دیگری برتری داشتهاند، بلكه آنچه در حال حاضر مسئلهی اصلی جهان اسلام باید باشد، این است كه برای استنباط احكام شرعی باید به كدامیك از دو گروه رجوع كرد: گروهی كه صرفاً رسولالله را رؤیت و از او نقل حدیث كردهاند یا گروهی كه قرآن، سنت و عقل بر طهارت، وثاقت و رفعت علمی آنان گواهی می دهد.
ابتكار آیتالله بروجردی و نگرش جدید او به مسئلهی تقریب، تعامل بیمانندی را بین او و شیخ محمود شلتوت ـ ریاست وقت الازهر ـ پدید آورد.[1] اصل اندیشهی دارالتقریب بین مذاهب اسلامی در دهههای قبل در ذهن و زبان رهبران اصلاح و داعیان بیداری اسلامی آمده بود. سید جمال آن را به روشنی در قول و عمل تبیین كرده و كسانی مانند حسن البناء و سید قطب و كواكبی نیز از آن طرفداری و یا به آن تمایل نشان داده بودند. آیتالله شیخ قمی نیز دست به تاسیس دارالتقریب زده بود. در عهد ریاست و زعامت آیتالله بروجردی با تعامل نیكو و مراسلات دامنهدار دو زعیم بزرگ تشیع و تسنن ـ او و شیخ محمود شلتوت ـ موجب صدور فتوای شیخ شلتوت در اعتراف به جواز اتخاذ مذهب جعفری و حقانیت تشیع گردید. این واقعه به گفته شهید مطهری شکستن طلسمی هزار ساله بود.[2]
شیخ محمود شلتوت در این باره میگوید: من به فكر تقریب به عنوان یك خط مشی صحیح ایمان دارم و از روز اول در جماعت آن سهیم شده ام. ازهر شریف اكنون به حكم اصل تقریب گردن مینهد و مصمم است كه فقه مذاهب اسلامی از سنی تا شیعی را بررسی كند؛ بررسیی كه بر دلیل و برهان استوار و از تعصب به این و آن خالی باشد و ایكاش میتوانستم درباره جلسات دارالتقریب سخن بگویم، جلساتی كه در آنها، مصری در كنار ایرانی، لبنانی، عراقی، پاكستانی و دیگر ملل اسلامی مینشینند، حنفی و مالكی و شافعی و حنبلی در كنار امامی و زیدی دور یك میز گرد میآیند و صدای علوم گوناگون اسلامی آمیزهی روح اخوت و محبت میگردد.
شیخ شلتوت اشاره مینماید كه بعضیها به گمان اینكه هدف از فكر تقریب، لغو مذاهب یا ادغام آنها در یكدیگر است، با این فكر به ستیز برخاستند و با غرضورزی و بدخواهی با آن مخالفت كردند؛ از این امر نباید نگران بود، زیرا هیچ امتی از چنین افرادی خالی نیست. كسانی با اینگونه اندیشهها ستیز میكنند كه ضمان بقا و معیشت خود را در تفرقه مییابند، آنان كسانیاند كه برای سیاستهای تفرقهافكن قلم خود را میفروشند، با شیوههای مستقیم و غیرمستقیم با هر حركت اصلاحی مبارزه میكند و مقابل هر كاری كه باعث اتحاد مسلمانان است، میایستند.[3]
آیتالله بروجردی نیز به مدد احاطهای كه بر مجامع روایی شیعه و سنی داشت، طرحی را برای یكسانسازی شیوهی حج میان شیعه و سنی ارائه كرد. زعیم بزرگ، این طرح را به ملك سعود، پادشاه وقت عربستان، كه در سال 1335 به ایران آمده بود، ارائه كرد. طرح آیتالله مبتنی بر حدیثی بود كه امام صادق از امام باقر و او از جابربن عبدالله انصاری در بارهی طریقهی انجام فریضهی حج از سوی رسولالله نقل میكند و در صحاح سته نیز آمده است. آیتالله بروجردی پیشنهاد كرد آنچه در آن حدیث آمده است، مبنای عمل جامعهی اسلامی در مسألهی حج قرار گیرد.[4]
مرابطه با بلاد دیگر
اولین ارتباطات مرجعیت شیعه با كشورهای مختلف جهان به صورتی نسبتاً فراگیر، از سوی او و با حمایت او آغاز گردید. او دستور ساخت چهار مسجد در آفریقا و مسجد مهمی در شهر هامبورگ که هنوز به عنوان مرکزی اسلامی ـ هرچند نه با رونق گذشته ـ به شمار می رود را صادر کرد. او مبلغان متعددی به خارج از کشور از جمله به پاکستان و هندوستان فرستاد. اغلب رجالی كه او به اطراف و اكناف جهان گسیل داشت، شخصیتهای برخوردار از هویت علمی و فكری بودند كه با اقامت كوتاه یا بلندمدت، عهدهدار امر تبلیغ و مرابطهی دینی و منشأ آثار مهمی گردیدند. ازجمله این افراد عبارتند از:
محمدتقی محققی و سید محمد بهشتی، برای اقامت در آلمان و ادارهی مركز اسلامی هامبورگ[5]
مهدی حائری یزدی، برای اقامت و تبلیغ در آمریكا[6]
سید محمود طالقانی، برای سفر به مصر و دیدار با شیوخ الازهر و تماس با گروههای اسلامی
طالقانی به عنوان نمایندهی حوزه و مرجعیت به كشورهای مختلف دیگر مانند لبنان و حجاز نیز سفر كرد و با مردم، علما و روشنفكران آنان گفتگو کرد. وی دربارهی بخشی از سفرهایش میگوید:
مردم ایران در بارهی مسئلهی فلسطین هرگز بیتفاوت نبودهاند. صدای مظلومیت آنها را خودم و فرزندان ما در ایران و خارج از ایران، همه جا منعكس میكردند. حضور من در كنفرانسهای اسلامی كراچی، بیتالمقدس، مكه و قاهره در زمان عبدالناصر، اصلاً برای دفاع از حقوق فلسطینیها بوده، چون دشمن فلسطینیها فقط دشمن فلسطین نیست و نبوده، بلكه دشمن همهی عالم اسلام است. پیروزی فلسطینیها پیروزی ماست و خدای ناخواسته شكست آنها شكست ماست.[7]
سید موسی صدر برای اقامت و مرجعیت شیعه در لبنان
آیتالله بروجردی در پی دعوت مسلمانان ایتالیا، فرانسه و هند برای اعزام نمایندهای به آن كشورها، به سید موسی صدر عزیمت به آن كشورها و نمایندگی مرجعیت شیعه را پیشنهاد كرد.[8] سید موسی از این مسئولیت به دلایلی عذر خواست. آیتالله بروجردی عزیمت به لبنان و جانشینی علامه سید عبدالحسین شرفالدین را به او پیشنهاد نمود و او با این مسئولیت راهی لبنان شد. نقش امام موسی صدر از جهات مختلف بینظیر است. تأسیس «معهد الدراسات الاسلامیة» در بیروت به عنوان اولین مركز مطالعات اسلامی توسط امام موسی صدر، طلاب متعدد و مستعدی از كشورهای مختلف جهان ـ در آن چهارراه بینالمللی ـ در خود جای داد. این افراد در سالهای آتی منشأ تحولات ارزندهای در نقاط مختلف جهان شدند. [9] امام صدر در پی آن بود كه معهد مزبور، پایگاهی برای دانشكدهای شیعی باشد. خود نیز عهدهدار تدریس فلسفه در آن گردید و دانش سرشار خود را در اختیار مشتاقان نهاد.
علامه سید محمدحسین طباطبایی
پیرو درخواست دولت آمریكا از شاه ایران و درخواست شاه از آیتالله بروجردی، موجب شد که آیتالله بروجردی، علامه را برای همكاری علمی، تبیین برخی دیدگاههای اسلامی و تدریس در آمریكا به دبیر كل یونسكو معرفی کند. علامه طباطبایی عزیمت به آمریكا و اقامت در آن كشور را نپذیرفت. آیتالله بروجردی در نوبتی دیگر علامه طباطبایی را در پی درخواست دبیر كل سازمان بینالمللی مبارزه با الكل برای نگارش مقالهای در بارهی برخی دیدگاههای اسلامی معرفی كرد.[10]
منبع
کتاب بیداری و بین الملل اسلامی با مروری بر نقش داعیان قرآنی در دو سده اخیر، ص 339-342.
پی نوشت
1ـ در این باره، نگا. طباطبایی، سیدمحمدحسین، شیعه مجموعه ی مذاکرات با پروفسور هانری کربن، مقدمه، ص 8ـ1؛ دوانی، علی، زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع آیتالله بروجردی، ص291، 251ـ246؛ مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی، پیشوایان تقریب آیتالله العظمی بروجردی و شیخ محمود شلتوت، ص 177.
2ـ در این باره نگا. طباطبایی، سیدمحمدحسین، بحثی در بارهی مرجعیت و روحانیت، ص 183. همانگونه كه صدور این فتوا با آن انگیزههای دینی از سوی الازهر، شگفت و شیرین بود، «پس گرفتن» آن نیز پس از تجاوز صدام به ایران، به دستور دولت مصر از سوی الازهر هرچند تلخ، اما بامعنا و در خور تأمل بود. صدور این فتوا از سوی شیخ شلتوت در دههی سی شمسی، غیظ شماری از مفتیان نفتی را (بر نمط: تَكَادُ تَمَیزُ مِنَ الْغَیظِ ـ سورهی ملك، آیهی 8) سبب گردید.
3ـ دیدیم که امام خمینی نیز دستهای ناپاكی را كه در صدد اختلافافکنی بین شیعه و سنی هستند، نه شیعه میدانست نه سنی.
4ـ جابر در سفر حجةالوداع ملازم رسولالله (ص) بوده و زمام شتر حضرت (ص) را در دست داشته و به دقت ناظر شیوهی حج گزاردن پیامبر اسلام بوده است. شیوهی مورد امر حضرت كه در حدیث مزبور آمده و مطابق با روش ائمهی اهلبیت است، بعدها از سوی خلیفهی دوم منع گردید. این نكته نیز قابل ذكر است كه ملك سعود هنگام آمدن به ایران هدایایی شامل چند قطعهی پارچهی گرانقیمت و چند جلد قرآن مجید و قطعهای از پردهی كعبه بهعنوان هدیه برای آیتالله بروجردی فرستاد. آیتالله طی نامهای به ایشان نوشت كه رسم من نیست كه از ملوك و پادشاهان هدیهای قبول كنم. از این رو پارچهها را برگرداندم و قرآن و پردهی كعبه را از باب تبرك و قداست نگاه میدارم. مكنت دینی و مكانت آیتالله بروجردی تا جایی بود كه ملك سعود در این سفر خواست برای دیدار با آیتالله بروجردی تا قم نیز بیاید كه ایشان از این دیدار نیز عذر خواست. بعدها روشن شد كه سبب این امر این بوده است كه آمدن ملك تا قم تنها به جهت دیدار آقای بروجردی خواهد بود و ملك به حرم حضرت فاطمه معصومه (س) نخواهد رفت و این امر نوعی اسائهی ادب به حضرت فاطمه معصومه (س) میتوانست محسوب شود. (شرح و تاریخ سفر را نگا. واعظ زاده خراسانی، آیتالله محمد، زندگی آیتالله العظمی بروجردی و مكتب فقهی، اصولی، حدیثی و رجالی وی، ص 270ـ282 و دانشگاه تهران، سالنامهی دانشگاه تهران ـ سال تحصیلی 1334ـ1335، ص 163).
5ـ آیتالله واعظزادهی خراسانی از تلامیذ و اعضای دفتر آیتالله بروجردی مینویسد: «آقای محققی پس از رحلت آیتالله بروجردی به ایران بازگشت و نظر به اینكه مركزیت واحدی در روحانیت وجود نداشت، دست نیاز به طرف مراجع بعدی دراز كرد و سرانجام موفق نشد به كار خود ادامه دهد و ضرورت معیشت او را وادار كرد در قم به شغل كتابفروشی بپردازد كه در همان وضعیت بدرود زندگی گفت و بسیار از این نابسامانیها شكایت مینمود» (واعظ زاده خراسانی ، محمد، زندگی آیتالله بروجردی و مكتب فقهی، اصولی، حدیثی و رجالی وی، ص 55) .
6ـ دوانی، علی، زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع آیتالله بروجردی، ص 237 و 252.
7ـ سروش ـ انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، طالقانی به روایت تصویر، ص 24.
8ـ كمالیان، محسن و علیاكبر رنجبر كرمانی، عزت شیعهـتاریخ شفاهی زندگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی امام موسی صدر، ص 93.
9ـ نگا. همان، ص 410 ـ412 و 489.
10ـ آیتالله بروجردی امور مورد اشاره در بالا را از خانهی متوسط خود در یكی از كوچههای قم، طرح، اجرا و اداره میكرد؛ خانهای متعلق به دوران قاجار و ظاهراً هدیهی بعضی از مقلدان ایشان كه شاهد حوادث و رویدادهایی مهم بود. این خانه محل اقامت علامه میرزا محمد حسین نائینی صاحب تنبیه الامة و تنزیه الملة، زعیم بزرگ شیعه آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی و آیتالله حاج شیخ عبدالكریم حائری یزدی مؤسس حوزهی علمیهی قم بود. رضاخان طرح جمهوریت خود را به این خانه آورد تا به بحث بگذارد و نظر مقام زعامت را جلب كند كه توفیقی به دست نیاورد. و در همین خانه بود كه مباحث تقریب مذاهب میان آیتالله بروجردی و علمای الازهر صورت گرفت. آیتالله بروجردی با همهی خدمات خود، حیف و دریغ میخورد که: «من برنامه های مهمی برای جهان اسلام داشتم، اما اکنون کار من پول گرفتن و پول دادن شده است».